![]() |
![]() |
|
| به انتظار حکم |
|
سلام ! نمی دونم چه جوری شروع کنم ...اصلا نمی دونم چی بگم ... این آخرین آپ منه ! فک می کنم زود گفتم ! اما باید یه روزی گفته میشد / تو این مدت ( فک می کنم حدود یه ماه ) دوستای خوبی پیدا کردم و از این بابت خیلی خیلی خوشحالم . اما دیگه نمی تونم ادامه بدم ، شاید دوباره شروع کردم اما .... فقط تنها خواهشم اینه که برام دعا کنید ... وداع خیلی سخته اما خداحافظ ..براتون آرزوی خوشبختی می کنم !
وقتی ادم بدونه داره به کسی وابسته میشهو اون کس ممکنه هر لحظه ازش خداحافظی کنه خیلی سخته شاید براش دور شدن خیلی سخت باشه ولی مجبوره ای خدا خوشحالم درد دلم و میفهمی امروز چقدر صدات کردم احتمالا از دستم خسته شدی ولی خودت میدونی که من به جز تو کسی و ندارم دوباره اشکام بی حیا شدن داره سرازیر میشه بابا این اشکا خجالت نمیکشن ولی خدا ببین به کجا رسیدن که خجالت حالیشون نمیشه خدا یه چیزی بگم؟ می خوام در گوشت بگم...... خیلی خستم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 7:58 توسط دخترک مجرم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام
به وبلاگ من خوش اومدید : من یه دخترم که محکوم به تنهاییم ، به بی کسی و...ناشکری نمی کنم اما خدا هم با من قهره چون بنده ی بدی براش بودم حتما می خواین بگید : هنوز دیر نشده می تونی جبران کنی ! اما نه !نه ! من هیچ وقت نمی تونم خوب باشم هیچ وقت ... و حالا منتظرم منتظر حکمم ، فعلا که دارم چوب کارامو می خورم ...من منتظرم ...منتظر ...منتظر یه حکم محکم تر ، یه حکمی که منو هر چه زود تر از این وضعیت خلاص کنه ! حکمی مثل مرگ ( مرگ با اعمال شاقه ) دیگه خسته شدم از نوشتن نامه های خودکشی که هیچ وقت جراتشو ندارم .. خسته شدم از....همه چی با خودم گفتم با ساختن یه وب شاید بتونم تنهایی هامو پر کنم دوست باشم ، دوست بشم ...کمکم کنید ...کمکم کنید... من عاشق نیستم و هیچ وقت هم عاشق نمیشم آهای شماهایی که عاشقین /!!راضی هستین ! از زندگی تون ؟ از ...بگید دیگه از نظر من عشق جرم قشنگی نیست ! عشق همه ش بدبختیه ...شاید از شانس بد من بوده اما ...بی خیال... |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1386 شهریور 1386 |
|
RSS
|